تبلیغات
کانون الغدیرشهر سیس - مطالب ابر شهرداری سیس
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

کانون الغدیرشهر سیس
 
ما با ولایت زنده ایم

سامانه پیامک کانون الغدیر شهر سیس: 30004713303030
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 بهمن 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس


 این خودرو یک جیپ پر از مهمات بود. فقط یک صندلی جلو خالی داشت که البته زیر آن هم پر از نارنجک بود.


یک صندلی پر از نارنجک

خدیجه میر شکار، همسر شهید حبیب شریفی فرمانده سپاه سوسنگرد از مشاهدات خود گفته است:«همسرم آقای شریفی آن زمان پاسدار بود و قرار بود با خودرو مهمات را به نیروها برساند. این خودرو یک جیپ پر از مهمات بود. فقط یک صندلی جلو خالی داشت که البته زیر آن هم پر از نارنجک بود. همسرم گفت:امشب اینجا خیلی خظرناک است. عراقی‌ها دارند پل می‌زنند و هر وقت احداث آن به اتمام برسد، همه به سمت شهر سرازیر می‌شوند، بنابراین صلاح نیست شما در شهر حضور داشته باشید. حبیب گفت باید تو را به اهواز ببرم و بعد خودم به سوسنگرد بروم.



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس

پیمان با امام زمان (عج)

امام زمان

هر كس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نماید؛ و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏شود، و هزار كار بد از او محو می‏گردد.

حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر(ع) و تجدید دایمی عهد و پیمان با آن حضرت یكی از وظایف مهمی است كه هر شیعه منتظر در عصر غیبت بر عهده دارد. بدین معنا كه یك منتظر واقعی حضرت حجّت(ع) به رغم غیبت ظاهری آن حجّت الهی هرگز نباید احساس كند كه در جامعه رها و بی‏مسئولیت رها شده و هیچ تكلیفی نسبت به امام و مقتدای خود ندارد.

این موضوع در روایات بسیاری مورد تأكید قرار گرفته كه از آن جمله روایتی است كه از امام محمّد باقر(ع) نقل شده است. آن حضرت در تفسیر این كلام خدای تعالی:

یا أیها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون؛1

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، شكیبا باشید و دیگران را به شكیبایی فرا خوانید و مراقب و مواظب باشید و از خدا بترسید، باشد كه رستگار شوید.



ادامه مطلب

برچسب ها: پیمان با امام زمان، هرکس چهل روز این دعا را بخواند، شهرصوفیان، شبستر، شهرسیس، روستای علیشاه، روستای ملک زاده، کانون الغدیر، شهرداری سیس،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
همان طور که دست های پیر و نحیفش را توی رشته های قالی می اندازد تا پود را از میان آنها رد کند، می گوید:آخه این فرش دامادی ابراهیم است. این که تمام شود برای اسماعیل هم یکی دار می کنم.
بغضی سخت پنجه در گلویم می اندازد. آب دهانم را به سختی قورت می دهم و می گویم:حالا کو تا دامادی ابراهیم...


دخترم، شمع و گلاب یادت نره!

خورشید توی آسـمان آخرین نفس هایش را  می کشد و ابر های سوخته،خود را به دست باد می سپارند تا شب دامن سیاه بلندش را روی سر آبادی پهن کند. صدای گوسفندانی که هر غروب به همراه چوپان از کوه می آیند، با صدای بادی که شاخه های بلند سپیدار باغچه را به بازی گرفته است، در هم گره می خورد. مادر هنوز پشت دار قالی نشسـته اسـت و تند تند گـره مـی زند. به چهره اش خیره می شوم مثل همیشه پر از چروک هایی است که حکایت سال ها رنج و سختی را در خود ذخیره کرده اند. می خواهم سر صحبت را باز کنم و هر چه را از صبح توی دلم پنهان کردم، برایش بیرون بریزم،



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
مقام معظم رهبری
ناگفته‌هایی از خاطرات طلبگی و اجتهاد امام خامنه‌ای در سن 20 سالگی

ایشان خود در خاطراتشان در خصوص چگونگی آغاز طلبگی و سپس عزیمت به قم می‌فرمایند:

 

«از دوران دبستان عمامه سرمان بود... درکلاس پنجم یا ششم بودم که "جامع المقدمات" را -که کتاب اول درس طلبگی است- خواندم... مقام علمی ایشان [پدرم] بالا بود؛ مرد مجتهد و تحصیل کرده‌ای که شاگردان بسیاری درسطوح بالا تربیت کرده بود... خاطرم هست دردوران تحصیل طلبگی قبل ازاینکه به قم بروم؛ پیش پدرم نیزدرس می‌خواندم.

 ایشان در حوزه مدرسین عمومی بودند که درس می‌دادند.

 معمولا در تابستان کلاس‌ها تعطیل می‌شد؛ پدرم بجای آن درس‌ها، درس دیگری برایم تعیین می کرد.

 من تابستان‌ها هم درس داشتم.همچنین ماه‌های رمضان و محرم درس‌ها تعطیل می شد ولی با وجود پدرم، من تعطیلی نداشتم. به همین جهت بود که در 18 سالگی تمام سطح را خوانده و درس خارج را شروع کردم...

آن زمان در حوزه‌ی مشهد هیچ‌کس نبود که در این سنین درس خارج را شروع کند و من به‌خاطر برکت وجود پدرم توانستم شروع کنم......................



ادامه مطلب

برچسب ها: مقام معظم رهبری، خاطرات طلبگی، شهرسیس، شبستر، سیس، شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 آبان 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس


شاید از سر همین بهت است كه یكی از مقامات بلندپایه ارتش امریكا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید كه از ما چه می‌خواهد؟!»
سردار قاسم سلیمانی

اینجا داخل ایران اسلامی، آنها كه او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی كه برخلاف آنچه امریكایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

................................


ادامه مطلب

برچسب ها: سردار سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، شهرستان شبستر، شهرسیس، علیشاه، نظرلو؛الغدیر، شهرداری سیس،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 آبان 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس

شاید شما هم گاهی با خود فكر كرده اید كه اولین شهید دفاع مقدس در جبهه چه كسی است و یا شاید از دوست یا كسانی كه دستی در موضوع دارند این را پرسیده باشید. این سوال به طور طبیعی چند پرسش دیگر هم ایجاد می كند، كجا و چطور شهید شده؟ اهل كجاست؟ چگونه شخصیتی دارد؟ شغل و نقش او در دفاع مقدس چه بوده؟




ادامه مطلب

برچسب ها: شهرسیس، شهرستان شبستر، کانون فرهنگی، شهرداری سیس،  
.: Weblog Themes By Pichak :.