تبلیغات
کانون الغدیرشهر سیس - مطالب ابر شهرستان شبستر
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

کانون الغدیرشهر سیس
 
ما با ولایت زنده ایم

سامانه پیامک کانون الغدیر شهر سیس: 30004713303030
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 بهمن 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس


 این خودرو یک جیپ پر از مهمات بود. فقط یک صندلی جلو خالی داشت که البته زیر آن هم پر از نارنجک بود.


یک صندلی پر از نارنجک

خدیجه میر شکار، همسر شهید حبیب شریفی فرمانده سپاه سوسنگرد از مشاهدات خود گفته است:«همسرم آقای شریفی آن زمان پاسدار بود و قرار بود با خودرو مهمات را به نیروها برساند. این خودرو یک جیپ پر از مهمات بود. فقط یک صندلی جلو خالی داشت که البته زیر آن هم پر از نارنجک بود. همسرم گفت:امشب اینجا خیلی خظرناک است. عراقی‌ها دارند پل می‌زنند و هر وقت احداث آن به اتمام برسد، همه به سمت شهر سرازیر می‌شوند، بنابراین صلاح نیست شما در شهر حضور داشته باشید. حبیب گفت باید تو را به اهواز ببرم و بعد خودم به سوسنگرد بروم.



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس

برای انجام بهتر امور دینی چه كارهایی باید انجام دهم؟




انجام امور دینى

براى انجام دادن امور دینى، توجه به راه‏كارهاى زیر بایسته است:
1. اعتقاد به اینكه تنها راه سعادتمند شدن، عمل به احكام دینى و تقویت ایمان است.
2. با ایجاد ارتباط با دوستان مؤمن و جداشدن از دوستان ناباب زمینة عمل به احكام الهى را در خود تقویت كنید.
3. براى انجام دادن امور عبادى و دینى، بیشتر به مراكز مذهبى مثل مسجدها و حسینیه‏ها بروید.
4. در عبادات، افراط و زیاده‏روى نكنید و ابتدا به انجام دادن واجبات و ترك محرمات اكتفا كنید.
5. كارهاى واجب را انجام دهید و از كارهاى حرام بپرهیزید و مراقبة شدیدى نسبت به آنها داشته باشید.
6. هنگام نماز، مشغول هر كارى كه هستید، دست از كار بردارید و نماز را در اول وقت انجام دهید.
7. با خودتان شرط كنید: «اگر واجبى را ترك كردم یا به موقع انجام ندادم، مقدارى پول باید به عنوان جریمه صدقه بدهم، یا یك روز روزه بگیرم».
8. هر گاه موفق شدید وظیفة دینى خود را انجام دهید، سر به سجده شكر بگزارید و از خداوند تشكر كنید كه توفیق عمل به تكلیف را به شما عطا كرده است و از او بخواهید كه همیشه توفیق عمل به وظیفه را به شما عطا كند.
9. به خودتان تلقین كنید كه مى‏توانم در انجام وظایف دینى‏ام، موفق شوم.
10. اگر گهگاهى موفق نشدید، مأیوس نشوید. دوباره اقدام كنید.

پرسمان





برچسب ها: شهرستان شبستر، شهرسیس، الغدیر سیس، س ی س،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس

خاطره ای از برادر عباس تیموری در مورد عملیات کربلای4


قبل از عملیات کربلای 4 برای توجیه نقشه و توضیح راهکارهای عملیاتی لشکرها و تیپ ها به قرارگاه خاتم رفتیم. در حضور سردار رضایی، حاج باقر قالیباف به عنوان فرمانده لشکر توضیح خود را شروع کرد. عملیات کربلای 4 قرار بود در منطقه عمومی بصره و به منظور تصرف بصره انجام شود.


شهید رجبعلی محمدزاده

قبل از عملیات کربلای 4 برای توجیه نقشه و توضیح راهکارهای عملیاتی لشکرها و تیپ ها به قرارگاه خاتم رفتیم. در حضور سردار رضایی، حاج باقر قالیباف به عنوان فرمانده لشکر توضیح خود را شروع کرد. عملیات کربلای 4 قرار بود در منطقه عمومی بصره و به منظور تصرف بصره انجام شود.

مدتی بود که در جبهه ها عملیات نشده بود و زمزمه های عملیات نهایی رزمندگان بر سر زبانها بود. دشمن هم کم و بیش مطلع بود که ما می خواهیم در این منطقه عملیات کنیم و برای همین خود را آماده کرده بود.



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید عباس تیموری، عملیات کربلای 44، شهرسیس، شهدا، شهرستان شبستر، مسجد جامع، الغدیر، کلاس زبان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
همان طور که دست های پیر و نحیفش را توی رشته های قالی می اندازد تا پود را از میان آنها رد کند، می گوید:آخه این فرش دامادی ابراهیم است. این که تمام شود برای اسماعیل هم یکی دار می کنم.
بغضی سخت پنجه در گلویم می اندازد. آب دهانم را به سختی قورت می دهم و می گویم:حالا کو تا دامادی ابراهیم...


دخترم، شمع و گلاب یادت نره!

خورشید توی آسـمان آخرین نفس هایش را  می کشد و ابر های سوخته،خود را به دست باد می سپارند تا شب دامن سیاه بلندش را روی سر آبادی پهن کند. صدای گوسفندانی که هر غروب به همراه چوپان از کوه می آیند، با صدای بادی که شاخه های بلند سپیدار باغچه را به بازی گرفته است، در هم گره می خورد. مادر هنوز پشت دار قالی نشسـته اسـت و تند تند گـره مـی زند. به چهره اش خیره می شوم مثل همیشه پر از چروک هایی است که حکایت سال ها رنج و سختی را در خود ذخیره کرده اند. می خواهم سر صحبت را باز کنم و هر چه را از صبح توی دلم پنهان کردم، برایش بیرون بریزم،



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
در برگی از دفتر شعر شهید نوجوان «مهرداد زمانی» که به خونش آغشته شده، آمده است: هجرت نمودند عاشقان زدنیا/ جانان پسندیدند، زجان گذشتند/ احلی من العسل شعار آنهاست/رفتند ولی کرب و بلا ندیدند


دفتر آغشته به خون شهید 15ساله

شهید «مهرداد زمانی» 13 ساله بود که به جبهه رفت؛ وی در عملیات‌های متعدد جنوب حضور داشت تا اینکه ساعت 4:7 دقیقه بامداد 21 دی ماه 1365 در عملیات «کربلای 5» در منطقه بوارین در آغوش برادرش به شهادت رسید و عاشورایی دیگر آفرید.

شعر زیر توسط شهید زمانی در 15 سالگی‌اش سروده شده و در زمان شهادت، صفحه‌ای که این شعر بر آن نقش بسته به خون پاک سراینده‌اش آغشته شد.



ادامه مطلب

برچسب ها: سیس، شهرسیس، شهدا، شهرستان شبستر، مسجد جامع، الغدیر، شهید مهردادزمانی، شهید 15 ساله، دفتر آغشته، کلاس زبان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
مقام معظم رهبری
ناگفته‌هایی از خاطرات طلبگی و اجتهاد امام خامنه‌ای در سن 20 سالگی

ایشان خود در خاطراتشان در خصوص چگونگی آغاز طلبگی و سپس عزیمت به قم می‌فرمایند:

 

«از دوران دبستان عمامه سرمان بود... درکلاس پنجم یا ششم بودم که "جامع المقدمات" را -که کتاب اول درس طلبگی است- خواندم... مقام علمی ایشان [پدرم] بالا بود؛ مرد مجتهد و تحصیل کرده‌ای که شاگردان بسیاری درسطوح بالا تربیت کرده بود... خاطرم هست دردوران تحصیل طلبگی قبل ازاینکه به قم بروم؛ پیش پدرم نیزدرس می‌خواندم.

 ایشان در حوزه مدرسین عمومی بودند که درس می‌دادند.

 معمولا در تابستان کلاس‌ها تعطیل می‌شد؛ پدرم بجای آن درس‌ها، درس دیگری برایم تعیین می کرد.

 من تابستان‌ها هم درس داشتم.همچنین ماه‌های رمضان و محرم درس‌ها تعطیل می شد ولی با وجود پدرم، من تعطیلی نداشتم. به همین جهت بود که در 18 سالگی تمام سطح را خوانده و درس خارج را شروع کردم...

آن زمان در حوزه‌ی مشهد هیچ‌کس نبود که در این سنین درس خارج را شروع کند و من به‌خاطر برکت وجود پدرم توانستم شروع کنم......................



ادامه مطلب

برچسب ها: مقام معظم رهبری، خاطرات طلبگی، شهرسیس، شبستر، سیس، شهید، کانون الغدیر، پایگاه شهید قاضی سیس، شهر سیس، شهرداری سیس، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس



 اما افسوس کوچه ها دیگر آن کوچه های قدیمی نیستند و رنگی از درد و داغ ندارند . کوچه ها دیگر اخلاص تقسیم نمی کنند و طعم شهادت و آسمانی شدن را در دل و دماغ عابران خسته نمی پراکنند . پنجره ها رو به باغ گل محمدی باز نمی شوند. ردپایی از کبوتران سپید بر جای نمانده است

نامه ای به شهید

ای شهید ، چقدر پاک و دوست داشتنی اند لحظه هایی که شانه به شانه تو کوچه های داغداری را ، که آن روزها با چراغ حسرت آذین می بستیم ، آرام سلام گوییم و ردپایی از شقایق ها بگیریم. چقدر زیباست هم نفس خیال تو بودن ، در پرسه های شبانه دلتنگی راه خانه تو را گرفتن و به نفس آسمانی ات متبرک شدن.

شهید عزیز ؛ اما افسوس کوچه ها دیگر آن کوچه های قدیمی نیستند و رنگی از درد و داغ ندارند . کوچه ها دیگر اخلاص تقسیم نمی کنند و طعم شهادت و آسمانی شدن را در دل و دماغ عابران خسته نمی پراکنند . پنجره ها رو به باغ گل محمدی باز نمی شوند. ردپایی از کبوتران سپید بر جای نمانده است



ادامه مطلب

برچسب ها: نامه ای به شهید، س ی س ماه محرم در شهر سیس، شبستر، روستای ساربانقلی، روستای امیرزکریا، روستای علیشاه، الغدیر، روستای ملک زاده، تسوج، شهرستان شبستر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس

تمام هفته دلخوشم‌وشاد جمعه می آید


                               زنـم بـر سـر بـیـداد ، داد جمعه می آید


امــیــد هــــر دل رنــجــیـــده ای که او


                               کـند خـراب بنـیه‌ی بـیـداد جمعه می آید


بـه ره نشـین و آمدنـش را نظـاره نما


                               که آنکه زنده کندعدل‌وداد جمعه می آید



برچسب ها: ماه محرم در شهر سیس، شبستر، روستای ساربانقلی، روستای امیرزکریا، روستای علیشاه، الغدیر، رهبری، 26 بار کلمه نوآوری و ابتکار، سپاه عاشورا، ولایت فقیه، مقام معظم رهبری، پیامک هفته بسیج، اس ام اس هفته بسیج، شهیدقاضی سیس، سپاه ناحیه شبستر، گرامیداشت هفته بسیج شهرستان شبستر، شهرسیس، الغدیرسیس، سیس، شهدا، شهرستان شبستر، مسجد جامع، کلاس زبان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 آذر 1390 توسط کانون الغدیر شهرسیس
امام حسین علیه سلام

مرحوم حاج ملا آقا جان می فرمود

در سفر کربلائی که چند سال قبل مشرف بودم و شبها در ایوان حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) می خوابیدم و معمولا" اول شب به زیارت حضرت اباالفضل ( علیه السلام) می رفتم، در یکی از شبها وقتی وارد صحن حضرت ابا الفضل ( علیه السلام) شدم، دیدم دو نفر جوان مثل اینکه با هم نزاعی دارند و در مقابل حرم به طوری که ضریح دیده می شد ایستاده اند، یکی از آنها خواست کلامی بگوید که به زمین خورد و بیهوش شد. دومی هم فرار کرد.

مردم دور او که به زمین خورده بود جمع شدند و او را شناسائی کردند و گفتند: از فلان قبیله است، رئیس آن قبیله را خبر کردند آمد پیرمردی بود.



ادامه مطلب

برچسب ها: کرامت سیدالشهدا، شهرستان شبستر، شهرسیس، ماه محرم در شهر سیس، شبستر، روستای ساربانقلی، روستای امیرزکریا، روستای علیشاه، الغدیر، سیس، شهدا، مسجد جامع، کلاس زبان، رهبری، 26 بار کلمه نوآوری و ابتکار، سپاه عاشورا، ولایت فقیه، مقام معظم رهبری، مناجات، حجاب، شهرشبستر،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6